افلاکیان
شجاعت همیشه فریاد زدن نیست؛ بلکه صدای آرامی است که در انتهای روز میگوید، فردا دوباره تلاش خواهم کرد
این نه منم نه من منم، گنده ی سبزه ها منم یکسره نعره میزنم خیلی کلفته گردنم (موسوی: آهای مردم شریف ایران! یادتان هست قول داده بودم که مردم را دنبال ماشین خود نمیدوانم؟ میشه مقداری مرام خرج کرده و فراموش بفرمائید که من همچین حرفی زدم به شما و چنین قولی دادم؟ تازه اینم ماشین من تیست پس به حکم شرعی همونی که متخصص حرام و حلال زادگی است میتوانید دنبال این ماشین بدوید) عاشق سبزه بازی ام فکر زبون درازی ام ساز ترانه سازی ام عشق گلی و نازی ام گر چه توهماتی ام اهل مرام لاتی ام شایعه ساز و قاتی ام قاتی و کلی پاتی ام جامه سبزه بر تنم شاکی و مدعی منم شخص گزافه گو منم دشمن خاک میهنم حرف دروغ و چیزکی همره دوغ و پولکی با بی بی سی، یواشکی گفتم و خوردم اَندکی سبزه ی سطل آشغالی نعره زنون تو بقالی پول و دلار و دلالی شهر شلوغ و حمالی سبز خیار و چمنی کیلوئی پونصد تومنی وقت نماز خفنی هی میکنم بد دهنی (تعجب نکنید! موتور نیروی انتظامی تصادفاْ سر از سطل آشغال در آورده است!) من زیر حرفم میزنم حرف حساب کم میزنم سبزی پلو سَق میزنم حرفای ناحق میزنم شهر و به هم ریخته منم سبزی آویخته منم آرد سفید بیخته منم اَلَک رو آویخته منم (ترجمه حرکت پانتومیم این بنده خدا: قلبم درد گرفت وقتی این اتوبوس را آتش زدم و بقیه اتوبوس ها در رفتند! تعداد اتوبوس های فراری هم دوتا بودند که دارم با دستانم تعدادان را نشان میدهم!!!) حرص مقام رو، میزنم هرچی میخوام، جِر میزنم دیم دا را رام رام میزنم حرفای خام خام میزنم وقتی که دادگاهی بشم سوی اِوین راهی بشم راضی به همکاری بشم منکِر هرکاری بشم جون خودم غیرتی ام گفته باشم قرقاتی ام هم قاتی اَم هم پاتی اَم موسوی ام، بد لاتی اَم (یک مرد خیلی با غیرت وقتی این عکس بزرگ از زنش را دست نامحرم ببیند باید عصبانی شده و به چیز چیز بیفتد) (جای خالی یک مرد خیلی باغیرت در این تصویر خالیست. اگه گفتی کیه؟ آفرین خواجه حافظ) داد میزنن پیر و جَوون مَشتی قلی و دیگرون پس همشون از دل و جون بیخبر از فصل خزون ( خاتمی هم افزود: من دلم میخواهد به صورت اعتصاب و اعتراض این دهانشان را باز نگهدارم تا رژیم مجبور به آزاد کردن موسوی شود اما حیف که باید بروم ایتالیا و آنجا هم . . . ) این آقا دادگاهی شده به ناکجا راهی شده ساکن بدجایی شده گل پسر ماهی شده پ.ن: با تشکر از الفی ها از ارائه این مطلب ایا واقعا به جز مشایی هیچ کس توانایی اداره ی نهاد ریاست جمهوری را ندارد؟ بودن مشایی در دولت دهم وحی منزل است؟ همه میدونیم مهمترین دلیل برای عزل مشایی از سمت قبلی، پر حاشیه بودن ایشون توی دولت نهم بود؛ فکر میکنید دلیل آقای رئیس جمهور برای نشون دادن چهره ی ایشون در دولت چیست؟ به اعتقاد من بازگشت دوباره ی چهره ی مشایی چهره ی دولت را زشت میکند. بزرگترین دلیل برای بهانه جوییِ مخالفان دوباره تکرار شد.......... اقای رئیس جمهور! چشم شما روی کدام واقعیت بسته شده؟ امسال برخلاف سالهای گذشته شاهد این هستیم که رسانه های حامی رژیم صهیونیستی مردم را به حضور در راهپیمایی روز قدس دعوت میکنند! و هر کدام از این رسانه ها خود را حامیِ یکی از شکست خوردگان انتخابات ریاست جمهوری معرفی کرده اند. به راستی این همان آرمان امام(ره) است که از آن دم میزدند؟! به فرموده ی امام(ره) شناخت منافقین در این روز انجام میشود. بعد از شکست های پی در پی موج سبز در ماههای اخیر، اعم از ۲۸ مرداد(ونک) و ۳ تیر(تجمع مجلس) به نظر میرسد روز قدس آخرین تیر از موج سبز برای یکپارچگی باشد، که احتمال شکست آن بسیار بالاست؛ چرا که سران متشکل از اضداد هیچ گاه به یکرنگی نمیرسند. همانگونه که میبینیم وبلاگها و سایت هایی هم که به طرفداری از موج سبز برپاست حاوی مطالب ضد و نقیضی است، طوری که در وبی هدف از تشکیل این جنبش اصلاح شکل مدیریت فعلی انقلاب میدانند و در وبلاگی عکس هایی از انقلابیون ملی گرای ایران در دوره ی مشروطه همراه با ارمان های انان دیده می شود و در سایتی عکس پرچم شیر و خورشید به همراه ندای ازادی نمایش داده می شود. پر واضح است این دعوت پر شور از مردم توسط رسانه های صهیونیستی نیز در راستای توطئه برانگیزی بر علیه ماست؛ و اثبات تفکرِ سطحی نگرانه ی از آب گل آلود ماهی گرفتن؛ حال آنکه باز هم در توهم اند و آب به اندازه ای که آنها فکر میکنند گل آلود نیست! گفتنی است حضور مردم در این روز، به مانند هر سال رسوایی است برای دشمنان، به شرط آنکه مراقب باشیم که به فرموده ی رهبر معظم انقلاب از این اجتماع برای تفرقه استفاده نشود. هدف ما نابودی کامل اسرائیل است که ان شاا... محقق میشود. امید است با حضور سرو گونه ی خود به جنگ تفکر صهیونیستی برویم. پ.ن: چیزی که لازم میدونم بگم اینه که دوستانی که برای روز قدس آپ کرده اند متاسفانه تعدادشون انگشت شماره،عجیب نیست؟ ! یا تو ائینه نیستی یا من وجود ندارم! صدای قلبم توی لحظه های ناب وصل شنیدنیه، میخوام بگم که اونی نیستم که توی ائینه میبینمش ؛ منِ من خیلی بهتر از اونه؛ ولی توی این زمونه ی عیاری،قلبش از عیار افتاده! نمیخوام این بی سروسامانیِ من، اینقدر پایدار بشه که توی ذهن ائینه ها بمونه. وجودم پر از جمع اضداده و نمیدونم تا کی لبم "نه" میگه و دلم"اری"، اینسان دشمنی پایدار نمی مونه؛ کمک کن تا این دل سیاه، قدر شبهای قدر رو بیشتر بدونه. اینجا خیلی کوچیکه برای گم شدنِ من، منو به اقیانوس رحمتت ببر که خودمو واسه همیشه توش گم کنم! پ.ن:* ما این قرآن را در شب قدر نازل کردیم د.ن: التماس دعا...
** چه كسي ميداند فرود يك خمپاره قلب چند نفر را ميدرد؟
چه كسي ميداند سوت خمپاره فردا به قطره اشكي بدل خواهد شد و اين اشك جگرهايي را خواهد سوزاند؟
كيست كه بداند جنگ يعني سوختن، ويران شدن، آرامش مادري كه فرزندش را همين الان با لاي لاي گرمش در آغوش خود خوابانيده؛ نوري، صدايي، ريزش سقف خانه و سرد شدن تن گرم كودك در قامت خميده مادر؟
كيست كه بداند جنگ يعني ستم، يعني آتش، يعني خونين شدن خرمشهر، يعني سرخ شدن جامهاي و سياه شدن جامهاي ديگر، يعني گريز به هرجا، هرجا كه اينجا نباشد، يعني اضطراب كه كودكم كجاست؟
جوانم كجاست؟
دخترم چه شد؟به كدام گوشه تهران نشستهاي؟
كدام دختر دانشجويي كه حوصله ندارد عكسهاي جنگ را ببيند و اخبار جنگ را بشنود، داغ آن دختران معصوم سوسنگرد، خواهران گل، آن گلهاي ناز، آن اسوههاي عفاف كه هركدام در پس رنجهاي بيكران صحرانشيني و بيابانگردي، آرزوهاي سالهاي بعد را در دل ميپروراندند، آن خواهران ماه، مظاهر شرم و حيا را بفهمد، كه بيشرمان دامانشان را آلودند و زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند.
كدام پسر دانشجويي ميداند هويزه كجاست؟
چه كسي در آن كشته شد و در آن دفن گرديد؟
چگونه بفهمد تانكها هويزه را با 120 اسوه، از بهترين خوبان له كردند و اصلاً چه ميداني كه تانك چيست و چگونه سري زير شنيهاي تانك له ميشود؟
- كيف و كلاسور را از چه پر ميكني؟
از خيال.
از كتاب.
از لقب شامخ دكتر.
يا از آدامسي كه مادرت هرروز صبح در كيفت ميگذارد.
- كدام اضطراب جانت را ميخورد؟
دير رسيدن اتوبوس.
دير رسيدن سر كلاس.
نمره A گرفتن.
- دلت را به چه چيز بستهاي؟
به مدرك.
به ماشين.
به قبول شدن در دوره فوق دكترا.
آري پسرك دانشجو!
به تو چه مربوط است كه خانوادهاي در همسايگي تو داغدار شده است.
جواني به خاك افتاده و خون شكفته.
آري دخترك دانشجو!
به تو چه مربوط كه دختران سوسنگرد را به اشك نشاندند و آنان را زنده به گور كردند.
در كردستان حلقوم كساني را پاره كردند تا كدهاي بيسيم را بيابند.
به تو چه مربوط است كه موشكي در دزفول فرود بيايد و به فاصله زماني انتشار نوري، محلهاي نابود شود و يا كارگري كه صبح به قصد كارخانه نبرد اهواز از خانه خارج و ديگر بازنگشت و همكارانش او را روي دست تا بهشت اباد اهواز بدرقه كردند.
به تو چه مربوط كه كودكاني در خرمشهر از تشنگي مردند؟
... مي گويند آنها كه مي توانند درس بخواندو امكانش را هم دارند ، بايد به دانشگاه بروند ،و آنهايي كه مي توانندبجنگندبه مرزها روند . هر كسي را شغلي است ! زهي خيال باطل .
به خدا قسم ، عده اي از همانها كه ديگر در ميان ما نيستند ،صدها باربهتر از من وتو درس مي خواندند . ولي آنان همه مرارتهاي جبهه را در عوض درس خواندن صرف به جان خريدند ...
* آيا ميتوانيد اين مسئله را حل كنيد؛
هواپيمايي با يك ونيم برابر سرعت صوت از ارتفاع 10 متري سطح زمين ماشين لندكروزي را كه با سرعت در جاده مهران - دهلران حركت ميكند مورد اصابت موشك قرار ميدهد؟ اگر از مقاومت هوا صرفنظر كنيم، معلوم كنيد:
- كدام تن ميسوزد؟
- كدام سر ميپرد؟
- چگونه بايد اجساد را از ميان اين آهن پاره له شده بيرون كشيد؟
- چگونه بايد آنها را غسل داد؟
- چگونه بخنديم و نگاه آن عزيزان را فراموش كنيم؟
- چگونه در تهران بمانيم و تنها، درس بخوانيم؟
- چگونه ميتواني درها را بر روي خودت ببندي و چون موش، در انبار كلمات كهنه كتاب لانه كني؟
- كدام مسئله را حل ميكني؟
- براي كدام امتحان، درس ميخواني؟
- به چه اميدي نفس ميكشي؟







و تو چه میدانی که شب قدر چیست؟
شب قدر از هزار ماه بهترو بالاتر است
در این شب فرشتگان و روح به اذن خدا از هر فرمان نازل می شوند
این شب رحمت و سلامت و تهنیت است تا صبحگاه
| Design By : Night Skin |
